سلام
خبر ها حاکی از استعفای ناگهانی دکتر لاریجانی رئیس اسبق صدا و سیما و دبیر کل انرژی هسته ای ایران می باشد . این اتفاق بسیاری از سیاست مداران ایرانی را گرخاند چرا که مدت کوتاهی تا کنفرانس ایشان باقی نمانده بود که ایشان از سمت خود کناره گیری کرد .
در همین راستا مصاحبه ی تلفنی با ایشان ترتیب دادیم که با هم می شنویم .
... : مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد ...
... : دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد ...
... : شماره ی مورد نظر اشتباه می باشد ...
... : برقراری ارتباط امکان پذیر نمی باشد ...
دکتر : الو ... الو ... مگه آزار داری زنگ می زنی حرف نمی زنی بزنم ... ... ؟ ... ! ...
خبرنگار : ببخشید آقای دکتر من خبر نگار ایزکول نیوز هستم صدا ی شما پخش می شه .
دکتر : به نام خدا و شهیدان . با عرض سلام و صلوات هستم و در خدمت شما و همه ی ملت همیشه در صحنه . ببخشید گویا کمی هول شدم . آقا بگو صدا ژخش می شه خوب !!!
خبرنگار : شما که قبلا کارتون سانسور کردن صحنه ها از فیلما بود !
دکتر : من به دلایلی که خودتون بهتر می دونید و ابتذالی که صدا و سیما رو احاطه کرده احساس کردم دیگه اونجا نمی تونم دووم بیارم لذا برای ریاست جمهوری کاندید شدم . جا داره از همه ی اقوام که به من رای دادند تشکر کنم اما گویا قسمت نبود تا لباس خدمت به تن کنیم . بعد از اون هم سران مملکتی بنا به تخصصی که من دارم بنده رو لایق این منسب دونستن . که اینک کمی احساس خستگی می کنم و فکر می کنم باید عرصه رو برای جوانان باز گذاشت .
خبر نگار : آقای لاریجانی شما دکتر هستی ؟
دکتر : معلومه
خبرنگار : پس چرا تو آژانس کار می کنی ؟
دکتر : خوب من چون خیلی خوب حرف می زنم این پست به من داده شد تا از مواضع ایران و اهداف هسته ایش دفاع کنم .
خبرنگار : به قول معروف دهن دار دیگه ؟!!!
دکتره : بلی
خبرنگار : پس کو دهنت ؟!!!!
دکتر : فعلا زیر ریشام قایمش کردم تا در لحظه ی مورد نیاز ازش استفاده کنم .
حبرنگار : پس با این همه توانایی چرا استعفا کردید ؟
دکتر : اصلا هم از روی ترس نبوده . شما خبرنگار ها فقط حرف الکی می زنید .
خبرنگار : من کی گفتم از روی ترس بوده ؟؟؟!!!
دکتر : نگفتی ؟
خبرنگار : نه به جان شما .
دکتر : پس از این به بعد هم نگو .
خبرنگار : چشم . جناب دکتر به نظر شما امریکا به ایران حمله می کنه ؟
دکتر : اگه می گرد که من الان ایران نبودم .
خبرنگار : یعنی فرار می کردید ؟
دکتر : نه خیر آقا . مریض می شدم می بردنم معالجعه اینگیلیس
خبرنگار : پس از چی ترسیدی استعفا کردید ؟
دکتر : دههههه . بی تربیت .
خبرنگار . ببخشید
دکتر : ببینید اوضاع خیلی قمر در عقربه . یه بنده خدایی هست وسط تابستون کاپشن می پوشه دوره می افته یه دوربین و چنتا میکروفن پیدا کنه جلوش لبخند بزنه و به این و اون گیر بده . من اینجوری کار نمی کنم . با همتون هم قهرم . قهر قهر تا روز قیامت . ت--------ق . بوق بوق بوق بوق ...
خبرنگار : الو دکتر . الو . گویا تماس ما با ایشون قطع شده .
من خبر نگار واحد مرکزی ایزکول نیوز بودم از مرکز شهر .
تا برنامه ی بعد خدا حافظ .
------------------------------------------------------------------------------------------
خوشتون اومد ؟
خوب . قبل از هر چیز معذرت خواهی که وب لاگ داغونه و قالبش و به طبع نظر سنجیش و کلی جاهای دیگش خرابه و منم وقت نمی کنم بهش برسم . قبل تر از قبل از هر چیز از همه ی اونایی که اومدن و با این شرایط نظر هم دادن تشکر ویژه دارم . عادت به دست نویسی ندارم اما انگار یکی از بیننده ها معتقد بودن که من اینجا کسی رو خدای نکرده مسخره کردم . لازم می دونم همینجا اگر به شخصیت کسی توهینی شده ازش معذرت می خوام نیت شوخی و خنده و بعضی وقتا یه تنگر بوده . کسی به دل نگیره . تورو خدا منو نفرین نکنین همینجوری خدا دل خوشی ازم نداره .
برای همه آرزوی شادی دارم .

و در آن سال شهر الرمضان مصادف گشت با فصل التابستان و بلا و مصیبتی عارض گشت بر مسلمان و همگی تشنه و خشکیده ، فم و دهان .
پس یکی به چهار فرسخی رفتندندی آن یکی نیت و 9/75 روز کردندی و دیگری کلا منکر شد و صیام نداشت که همگی امید بر شفاعت شیخ ابو زید داشتندی بر پل صرات حتی اگر نخواندند همه ی عمر صلات .
شیخ نیز خود تمام ماه را بل 10 روز از پس و پیش ماه را احیا داشته بودندی و روزه ها بر هم متصل می نمودندی و با آب و قرصی نان افطار می نمودندی و مریدان از دبدن سریال های بی مزه ی آن ماه مبارک بر حذر می داشتندی و از دوست دختر و دیگر منکرات که شیخ مرد خداست و بر عیوب سترات .
و چون ماه به 29 روز رسید هلال ماه رویت شد و همگی نفس راحتی کشیدندی که خداوند این عذاب و قحطی از قوم برداشت و همگی دستار ها بر زمین نهادندی و به مسجد شتابیدندی و بر هم تهیت گفتندی و بزم نمودندی و حرکات موزون نمودندی و برک دنس ها زدندنی و آنچه یک ماه در کمر ورقلمبیده بودندی را تخلیه نمودندی فنر گونه که اینک عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد .
لیک شیخ در گوشه ای از مسجد خلوت گزیده بود و غمین بود و هیچ نمی گفت و نمی خورد .
یکی از مریدان نزدش آمد و گفت یا شیخ مگر هلال ماه بر تو مسلم نشد که روزه داری ؟
شیخ پاسخ داد : روزه نیستم ای جوان خام
مرید گفت : یا شیخ نکند از بزم ما غمینی و اینگونه نشسته بر زمینی . نکند که این بزم باشد منکر عظیمی ؟ یا شیخ هدایت کن مارا که بر همه چیز علیمی .
شیخ پاسخ داد : حاشا که بزم و طرب لازمه ی عید بودندی . تو کاملا در اشتباهی .
مرید که دیگر بر صحت شیخ بیم داشتندی و نگران بودندی که شیخ را عارضه ای گرفتار بودندی پس فریاد بزد : یا شیخ آشکار ساز آنچه تورا اینگونه ساخت که در روزی که همه بواسطه ی خلاصی از آن ماه قحطی و بلا خوشحالند تو ناراحتی .
شیخ آهسته زیر لب بگف :
من از آن ناراحتم که یک روز به ماه رمضان سال بعد نزدیک گشتیم .

با سلام
خبر ها حاکی از آن است که " گونزالز " داور سرشناس اسپانیایی داربی قرمز های آتشین و آبی های آبکی پایتخت را سوت خواهد زد . البته آنچه که مسلم است تماشاگران بسیاری نیز در این بازی سوت خواهند زد که حائز هیچ اهمیتی نیست حتی کف و بوق هم خواهند زد که اون ها هم مهم نیست .
آنچه مهم است این است که هیچ داور ایرانی قادر نیست یک همچین بازی مهمی رو قضاوت کنه . توجه داشته باشید که تعیین یک داور سرشناس خارجی برای این بازی اهمیت بیشتری از انتخاب سر مربی تیم ملی دارد از آنجاست که برای بازی های آسیا ناگهان قلعه نوعی مربی که به طور اتفاقی خوب نتیجه گرفته بود سر مربی تیم ملی شد و به کمک تیم یک دست آبیشان گند زدند به حیسیت تیم و رفت .
ولی اهمیت این بازی به اندازه ایست که از یک ماه قبل داوری سرشناس از یکی از مطرح ترین لیگ های دنیا لالیگا دعوت شد تا به ایران بیاد .
همینک به گزارشی که س.ع.ب خبرنگار ایزکول نیوز از اسپانیا برای ما ارسال کردند توجه کنید :
س.ع.ب : با عرض سلام در خدمت آقای گونزالز هستیم تا با ایشون در مورد بازی و داوری سوال کنیم .
سلام آقای گونزالز نظر شما در مورد ایران چی هست ؟
گونزالز :
iraniana are terorista and ma tarsindo az onha khyly. they monfajerreno otobosano but the iranian government make me motmaeno that no danger tahdiddino nakone maroس.ع.ب : ایشون گفتن ایران خیلی خوبه خیلی زیباست مردم خیلی مهربونی داره و من همیشه آرزو داشتم بیام و دست رئیس جمهورشونو ببوسم .
آقای گونزالز شما در مورد بازی چی فکر می کنید و چه نظری دارید ؟
گونزالز :
la eftezahini bazi mikonanino iaraniano . and i think ke khyly rahat bazi bokonandashon .i saw one of onha bazino and in that bazino the red one 6 golino the blue one .it will be a one siding game .س.ع.ب : ایشون گفتن ایرانیا خیلی خوب بازی می کنن و من قضاوت سختی رو در پیش دارم . قبلا 6 تا از بازی های این دو تیم قرمز و آبی رو دیدم و به این مطلب پی بردم .
شما کی به ایران تشریف میارید ؟
گونزالز :
in ghardadino that eydino fetrino bazishon hasta . but nagoftando in eydino key hastino . im so bussy and coudnt bemonado moatalinota maho bebinino . inam shod time and date? i coudnt lebas poshidondo and avizonoس.ع.ب : ایشون گفتن یکی از بزرگترین افتخارات بنده این هست که در عید سعید فطر در کشور ایران اسلامی باشم . ایشون سرشون خیلی شلوغه ولی می گن که دو روز با لباس داوریشون آماده وسط زمین می ایستن تا به محض دیده شدن ماه توسط مقام معظم رهبری سوت رو بزنم .
شما در بازی دیشب دوتا افساد الکی گرفتید . این ، فوتبال دوستان رو در ایران نگران کرده می شه علت رو توضیح بدید ؟
گونزالز :
the tarsation and nadashtandindo a malomino barnameriziation manno be ham rikhtini rohinno .س.ع.ب : ایشون می گن که همه ی تمرکزشون روی داربی تهران بوده و بارسلونا واسشون اهمیتی نداره . در ضمن الان روحیه ی خوبی دارن و آماده ی قضاوت هستن .
شما یه ته لحجه ی زاخار ایتالیایی دارید . چرا ؟
گونزالز :
go away punk ass!!س.ع.ب : ایشون از دادن جواب سوالات شخصی امتناع می ورزن و می گن که فقط در مورد فوتبال حرف بزنیم .
خوب در آخر اگه مطلبی هست بفرمایید .
گونزالز :
im so pashimono az tasmimino va ghalat kardanino iran byam one more time .س.ع.ب : ایشون خیلی خوشحال هستند و دوست دارن باز هم به ایران برگردند .
خوب همین جا از شما بینندگان عزیز و آقای گونزالز خداحافظی می کنیم و همتون رو تا گزارشی دیگر به خدا می سپاریم .

من یه گوشیه عهد منجنیق دارم که یه دوربین داغون روشه . اما با این حال با همین لنز ضعیفش صحنه های جالبی رو شکار می کنه .
دوستای قبلی حتما یادشونه و بیننده های جدید این وب لاگ هم کم کم باهاش بیشتر آشنا می شن .

وقتی از ماشین پیاده شدم و اومدم اینور ( زاویه ی دید عکس ) دیدم بر خلاف بقیه خانم ها اون خانم که گویا عجله ی زیادی برای رسیدن به فروشگاه قید شده در عکس داشت پارک ۳۰ سانت رو کاملا بلد هست و این فاصه از جدول رو دقیق رعایت کرده .
منتها از اون یکی جدول

ای ضعیفه این کلام شیخ را با گوش جان
بشنو و هم ، چشم دوز بر آن لب و بر آن دهان
ای که چون کنکور قبول گشتی بدان
خواستگارانت ز منزلگه مران
نیک می دانم که در دانشکده مشتی جوان
می برند از تو دلت با یک کمی چربی زبان
دوست پسر کی داشت تورا آبیّ و نان
خیلی شانس آری شکولاتی تورا یوم الولان (1)
خود بنامی عاشق و صاحب دلان
اهل اشرط (2) بودی و نام تو از افتادگان
در پی شوهر بکن پرواز چون پرّندگان
کین گران دُر را نیابی سهل اندر این جهان
شوهری هم مایه دار صاحب تیپی خفان
تکیه بر وی می کنی همچون درخت گردوان
ای ضعیفه این کلام شیخ را با گوش جان
بشنو و هم چشم دوز بر آن لب بر آن دهان
------------------------------------------------------
۱- یوم الولان جمع مکسر یوم الون باسد که در میان جاهلان نا حفار به ولن تاین معروف باشد
۲- اهل اشرط آنان باشد که یک ترم در میان مشروط شوند
گزیده ای از کتاب مجمع البیان مع النامحرمان
تالیف شیخ عیسی ابو زید
سنه ی ۱ ق.ش

بعد از سفر رئیس جمهور عزیزمون با امریکا و قبول دعوت دانشگاه کلمبیا همه ی ما دیدیم و شنیدیم که این یه دام سیاسی بوده .
البته چون خبر گزاری های ایران بی رحمانه سانسور کردن این خبر رو شاید همه ی ما هم ندیده باشیم و ندیده باشیم .
اما اون چیزی که مهمه پاتکیه که ما برای جورج بوش داریم . ما از اون دعوت کردیم تا به دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب بیاد تا ما هم اونو به چالش بکشیم و کاری باهاش بکنیم که هی وسط حرفاش ریپ بزنه .
چون دانشکده ی ما کوچیکه و یه سالن آمفی تئاتر بیشتر نداره سیل کثیر جمعیت از ویدئو پروجکشن ها این مرتیکه ی چشم ریزو نیگاه می کردن و بر علیهش شعار می دادن .
س.ع.ب رئیس دانشکده ( ایشون فرداش استفا کرد رفت الان دکتر صفا رئیسه ) :
آقای بوش من شنیدم از همه ی ایالات کشور شما گاو ها حق خروج دارن . چرا یه ایالت حالا دو سه تا گاوش اسکل شدن نباید بهشون اجازه ی خروج داد ؟ اصلا شاید این جنون از روی عشق باشه .
شما باید به همه اجازه ی خروج بدید .
حضار : ایول ایول هورا هورا
شما در کشورتون به همه چقدر حقوق می دید ؟اصلا اگه مدیر کل جهان بشید به همه ی بشر چقدر حقوق می دید ؟ لابد ماهی 50 تومن ؟ آخه ... از کجا ؟
حضار : خوب انداختیش تو چالش .
تند تند بپرس
تو انگار اصلا از مدیریت و اعمال قدرت هیچی حالیت نیست جرجی . تو حتی یه جوجه دیکتاتور کم عقلم نیستی . آخه چرا باید یه گلابی بیاد فیلم 11/9 رو بسازه و تو هیچی نگی گلابی .
ادامه ی مطلب ...

نه به اینکه می رم چند روز نیستم نه به اینکه دوتا دوتا آپ می کنم .
خودم زود تر گفتم کسی پیش دستی نکنه .
اما قرار نیست مطلب طنزی بنویسم .
جریان از این قراره که امشب رفتم تو یه سرچی تو سایتای خبری بکنم ببینم رئیس جمهور چی گفته تو دانشگاه کلمبیا . اما یه چیزی خیلی نظرمو جلب کرد .
"Ahmadinejad smiled at first but...." ===> اخبار یاهوو
من به عنوان یه ایرانی از رئیس جمهوری ملتمسانه و عاجزانه خواهش دارم که :
جون هرکی دوست داری لبخند نزن

+ نوشته شده در سه شنبه 3 مهر1386ساعت 2:37  توسط س.ع.ب

سلام
دانشجویان عزیز رو تا امروز از هزاران منظر متفاوت دسته بندی کردن . این دسته بندی ها لذوما هیچ ربطی به هم ندارن و یک دانشجو می تونه از یک دیدگاه در یک دسته باشه و از یک دیدگاه دیگه اصلا تو هیچ دسته ای نباشه . من خودم توی وب لاگ های گذشته بارها و بارها دانشجوهارو توی دسته بندی های گوناگون منظم کردم اما این بار این تقسیم بندی از نظر اول مهر و واکنش دانشجوها نسبت به اون می باشد . همه ی دانشجو ها روی کره ی زمین بنا به عکس العملی که روز اول مهر نشون می دن به سه دسته ی کلی تقسیم می شن :
دسته ی اول کسانی هستند که سر تاریخ انتخاب واحد به دانشکده رفتن و بیست یا حتی بیشتر واحد گرفتن . دو سه روز قبل از دانشگاه هم رفتن و همه ی کتاب ها و جزوات رو خریدن . با اینکه شب قبل اول مهر از استرس زیاد در نیم متری دست شویی زندگی کردن و اصلا نتونستن بخوابن ولی یک ساعت قبل از استاد ردیف اول روبروی میز استاد نشستن . و اگه به فرض بعید استاد بیاد که نمیاد خیلی وقته دفتر و مداد رنگیاشون آمادس تا جزوه بنویسن . تجربه ثابت کرده این جور افراد اگه از ترس افتادن تا وسط ترم حذف نکنن یا اینکه از استرس امتحان غیبت کنن با نمره ی خوبی اون واحد رو قبول می شن ولی کمتر از دو مرحله ی گفته شده رد می شن .
دسته ی دوم کسایی هستن که به موقع انتخاب واحد کردن و واحداشون رو توی 2 یا 3 روز بستن اما اول مهر که میاد نتنها هیچ حس خاصی ندارن بلکه تازه برنامه ی تفریحی می ریزن تا هم از هوای مطبوع تابستونی که هنوز آثارش باقیه هم از خلوتیه اماکن تفریحی بدلیل اول مهر کمال استفاده رو بکنن . این جور افراد معمولا بعد از امتحان بدلیل سخن رانی های قرایی که با جناب استاد محترم می کنن با یک نمره ی کاملا عادی واحداشونو پاس می کنن . اونا معمولا از هفته ی دوم تو دانشگاه کم کم دیده می شن .
دسته ی سوم کسانی هستند که چون کسی خبرشون نکرده متوجه نشدن که کی انتخاب واحد هست لذا تا روز حذف و اضافه دانشگاه نرفتن . این دانشجو ها رو معمولا اگه استاد حذفشون نکنه و روز امتحان خواب نمونن حتما می افتن .
همونطور که گفتم یه دسته بندی هیچ تاثیری روی دسته بندی دیگه نداره اما با این حال بعضی از روحیات رو می شه از از این دسته بندی پیش بینی کرد .
گروه اول رو 90% دخترا تشکیل می دن و اگه هم پسر باشن حتما عینک و ته ریش دارن تفریح مورد علاقه ی این گروه دیدن سریال یانگوم هست و علاقه ی زیادی به اینترنت دارن به بوفه ی دانشگاه هیچ وقت نمی رن و معمولا از قبل چیزایی برای خوردن توی کیفاشون گذاشتن و وقتی دور هم جمع می شن بحثای سیاسی می کنن .
اما گروه سوم رو 100% پسرا تشکیل می دن همشون هم رفیق سروش هیچ کس هستن . بازی های همه ی لیگ ها مطرح و غیر مطرح دنیا رو دقیق دنبال می کنن و در ذیق ترین فرصت ها قهوه خونه ی نزدیک دانشگاهن . دور هم که جمع می شن سیگار می کشن و می زنن به خاکی .
شما دوست عزیز جزو کدوم دسته هستید ؟
too be continue ...






