امان از این دور بین من . وقتی زووم می کنه چقدر بد می شه عکس .
هیچ توضیحی برای این عکس نداریم . خوب بنده خدا خسته بوده . مگه اساتید خسته نمی شن ؟


خیلی خودمو آماده کرده بودم که واسه روز ملی دختر یه ژست حسابی آماده کنم اما شرمنده وقت نکردم .
برای همین به یه تبریک کوچولو بسنده می کنیم و برای همشون آرزوی خوشبختی در کنار یه شوهر مایه دار و صاحب تیپی خفان دارم.
هدیه من به همه دخترا پست سال پیشم در مورد این روزه که تو ادامه ی مطلب اومده .
راستی
من اینجا تبلیغ کسی رو که نمی کنم هیچ اجازه نمی دم کسی هم تبلیغ کنه . اما یکی هست که تو این قحطی وب لاگ خوب روز به روز داستان های زیبا تری خلق می کنه . دوست خوب و هم کار و هم کلاسیم امید . به همه پیشنهاد می کنم یکی دو تا از داستانهای وب لاگشو ورق بزنید . همه داستانهاش در مورد معضلات اجتماعیه که به خاطر زمینه ی کاریش و تجربیاتش دید عالیی در این زمینه داره .
به وب لاگ نوید هم سر بزنید تو لینک دونیمه همون زیر وب لاگ امید
ادامه ی مطلب ...
+ نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 1:7  توسط س.ع.ب

گزارش کار تهیه ی یک رمان عشقی
تهیه کننده :
عیسی
شماره دانشجویی :
8314710352
استاد ناظر :
استاد شیخ عیسی ابو زید
هدف از گزارش : تهیه ی یک رمان عاشقانه برای جلب جوانان مشتاق
وسایل مورد نیاز : دفتر سیمی مزین به گل و گیله 3 عدد - خودکار به میزان لازم - فیلم هندی 20 حلقه - دستمال کاغذی - ضبط صوت - محسن چاووشی - جوان خوشگل و بی پول یک عدد - جوان خوشگل و پول دار چند عدد - دختر خوشگل بدبخت یک عدد - مادر شوهر ظالم یک عدد - پدر سنگ دل یک عدد - آدمهای فوضول به میزان لازم - آلات قتل - بارون - عشق
شرح گزارش :
سعی کنید در مرحله ی اول همه فیلم های هندی را بلا توقف ببینید . اگر بتوانید همه ی بیست حلقه رو در یک روز ببینید آزمایش نتیجه ی بهتری داره ( بیست حلقه سی دی می شه 23 ساعت و 30 دقیقه ) در این مدت سعی کنید خودتونو جای بازیگر نقش اول تصور کنید و مدام گریه کنید . هیچی نخورید تا فکرتون بهتر کار کنه . اکنون ایده های مناسب برای یک رمان عشقی را دارید و آماده ی نوشتن هستید . روی زمین چلمبه ( نوعی خاص نشستن مخصوص نویسندگان رمان عشقی ) شوید و شروع به نوشتن کنید .
رمانتون رو با چند توصیف موقعیت و مناظر شروع کنید برای این کار اصلا لازم نیست نوشته های خوب از نویسنده های توانا را بخوانید ( خوندن یه رمان خوب ممکنه تمرکز شما رو برای رمانتون به هم بریزه ) همان رمان های عاشقانه که دوران دبیرستان خواندید کفایت می کند . سعی کنید هر چند صفحه یک بار از این توصیفات استفاده کنید .دختر خوشگل بد بخت را به پدر سنگ دل اضافه کنید و هر بلایی که دوست دارید به سرش بیاورید . سعی کنید بلاهایی که سرش میاورید در حد تناردیه باشه تا خواننده اشک بریزه . محلول حاصل را در میان پسر های خوشگل پول دار قرار داده ، پدر سنگ دل با جوان خوشگل پولدار محلول قلیایی تولید می کنه و پدر دچار کیفور می شه . حال دختر خوشگل را با پسر خوشگل بی پول اضافه کنید . توجه داشته باشید این ترکیب کمی ناسازگار است و نیاز به کاتالیزوری مثله تصادف یا یه چیزی شبیه اون داره . این ترکیب محلولی اسیدی تولید می کنه و همه چیو می سوزنه . از این مرحله به بعد مدام شیر عشق را باز گذاشته اجازه دهید داستانتان تیلیت شود . حال به محلول اسیدی دختر خوشگل و پسر بی پول کمی از محلول قلیایی پدر سنگ دل و جوانهای پول دار اضافه کنید تا دو معشوقه ی دلداده ی دل باخته به هم نرسند . از حاصل این واکنش پسر بی پول با دود فراوان شبیه دود سیگار از محلول تبخیر و جدا شده و محلول بد بوی دختر خوشگل و پسر پولدار تولید می شود . این محلول کاملا فرار است و خود به خود تجزیه می شه برای سرعت واکنش می تونید از کاتالیزور مادر شوهر ظالم استفاده کنید . در این مرحله پسرای پولدار به صورت تبخیر از محلول جدا می شه و دختر خوشگل در پایین ظرف آزمایش ته نشین می شه . حال شما به اختیار خود می توانید دوباره با محلول پسر بی پول که الان سیگاری هم شده واکنش ایجاد کنید می تونید همونجوری رهایش کنید . این بستگی به فیلم های هندی قبل از آزمایشتون داره .
نتیجه ی آزمایش : شما از اول هم نویسنده بودیدا ولی کسی کشفتون نکرده بود
به عنوان مثال داستانی که قبلا توسط خودم نوشته شده رو در ادامه میارم ( این داستان قبلا در وب لاگ دیگری منتشر شده )
ادامه ی مطلب ...

آن زمان که شیخ عیسی ابوزید ندای ان الحق سر داد و نا حفاران روزگان وب لاگش فیلتر بکردندی و استشهاد محلی جمع نمودندی و وی به دادگاه قضایی کشاندندی و حکم کردندی که وی بر صلیب کشیدندی . آن زمان که شیخ بود بین زمین و آسمان ، آونگان خداوند بر وی وحی نمود که یا شیخ بخوان . شیخ گفت یا رب دست از من بدار که این جماعت، همچو سنگ خارا نمی باشد نصایحم در آنها کارا . خداوند فرمود که یا شیخ گر تو آخرین پند را به اینان ندهی گویی در این 900 سال رسالت هیچ نکردی و هرآنچه نماز شب بخواندی و روزه بداشتی باد هواست .
پس شیخ در میان اندوه اندک حفاران زمان این شعر بخواند :
یا رب این وب که بکردم آپش // وز کلامی که همه چون آتش
سوخت دلهای همه بینندگان // برده هوش از یک یک خوانندگان
نام وب لاگم نهادم ایز کوول // شاید آن گردد به در گاهت قبول
آن همه شعر غزل گفتم ز عشق // کان نصایح ، پند ها زین کار زشت
داستانها گفتم از دانشکده // وز مصیبت ها ی این آتشکده
گفتمش از دختران تو دور باش // سر به زیر و هم کر و هم کور باش
آن همه گفتم به تو ای خواهرم // باز دوباره عاشقی ؟! خاک بر سرم
چون برادر گفتمش ای هوشیار // عاشقان را عاقب باشد سیگار
گفتمش گر تو کشی بهمن ..... // به زِ منت بردن از زید سوسول
روبرو با دختران گفتم صریح // بهر شوهر کُن دخیلی بر ضریح
هر چه داری نزد خود دوستِ پسر // کی شود بهر نکاحِ با تو خر ؟
خود قبولش کن از این شیخ کبیر // هر چه باشد لعبتم نزدت حقیر
دشمنان شیخ را دشمن بدار // دوستان شیخ را هم نیز یار
کین گران شیخِ زهید و پارسا // همرهی کن در خطایا و بلا
مانتو های کوته و شلوار تنگ // پاچه های برمودا ، موهای رنگ
در نظر ناچیز کن ای باراله // نزد شیخ جز تو نبودندی پناه
پس ناگاه شیخ از نظر ها محو گشت تا جهان از نعمت وجود حفاری چون او خالی نگردد تا دلهای آماده را بیدار گرداند .
کتاب فی الاحوال الحفاران جهان
فصل شیخ ابو زید صفحه ی آخر

سلام
از اونجایی که 60% جامعه ی جوان ما از جنس به ظاهر ضعیف یا همون دختر خانم های عزیز تشکیل شده و از اونها 70% ذاتا و به صورت بالقوه و بالفعل و بالبقیه ی چیزا نویسنده به دنیا میان و از این درصد 80% به خاطر ضربه های روحی و عاطفی از جامعه و خانواده و این پسر های گور به گور که به هیچ عنوان دم به تله نمی دن و ازدواج نمی کنن هیچ همدمی جز کاغذ و قلم (
word pad و keyboard واسه دخترای امروزی ) ندارن و از این درصد 90% شون رو هیچ احمقی درک نمی کنه و هیچ انسان با ذوقی پیدا نمی شه که ارزش هنری نوشته های اونها رو درک کنه لذا 100% به نوشتن وب لاگ روی میارن .اما غافل از این هستن که این کار چقدر بدرد نخور و بی فایده هست .
و من به عنوان کسی که همیشه حامی این قشر بودم و حافظ منافع از دست رفتشون در جامعه یه طرفه و مرد سالار ایرانی بودم و هستم به دلایل زیر بهشون پیشنهاد می کنم اگه دست نوشته هاشونو ( البته اگه تو کاغذ
A4 نوشته باشن )به سبزی فروشی سر کوچه بدن بهتره تا بیان تو یه وب لاگ بنویسنش .و اما دلایل :
1- یه سری هستن هیچ کاری به نوشته و رنگ وب لاگ و هیچیش ندارن . همین که احساس می کنن نویسنده دختر به نظر می رسه و طبق آمار بالا از نوع شکست خوردش در عشق ، کارشناس ادبیات می شن و به دلایلی عجیب اثبات می کنن که خیلی قشنگ می نویسید و روانشناس می شن و واسه مشکلات روحیتون راه حل پیشنهاد می کنن و فیلسوف می شن و عقایدتون رو ریشه یابی می کنن . که البته تعدادشون کم نیست و یهو چشم باز میکنید می بینید 3 روزه وب لاگ زدید نظراتتون شده 300 تا . چیزی که مثل روز روشنه اینه اگه خام حرفای یکیشون بشید باز همون آشه و همون کاسه یعنی ضربه ی روحی و ملت بی ذوق و یه وب جدید .
2- یه سری هستن که خیلی جدی به دنبال افزایش آمار وب لاگشون هستن و چون حتما راه کار های ارائه شده توسط بنده برای افزایش آمار وب لاگ رو در 3 تا وبلاگ قبل ترم خوندن حتما یه سری به وب لاگ شما که چون دختر هستید آمار مورد قبولی دارید می زنن و در خواست تبادل لینک می کنن . اینجاست که با خودتون فکر می کنین " وای من چه نویسنده ی محبوبی هستم که همه ازم لینک می خوان " لذا روز از نو و روزی از نو یعنی لینک می دی و بعد آی دی می دی و بعد ضربه ی روحی و و ملت بی ذوق و یه وب جدید .
3- بعضی ها هستن کلا تو دنیای بزرگ وب و وبلاگ نویسی همین یه جمله رو بلدن " خیلی قشنگ بود به منم سر بزن " البته دیده شده یه سری از همینا که تجربشون تو این کار زیاد شده همین مفهوم رو با جمله بندی های دیگه به کار می برن مثلا " واقعا لذت بردم منم به روزم " یا " خیلی عالی می نویسی خوشحال میشم پیش منم بیای " هدفی که این گروه دنبال می کنن اینه که شمام همین کارو بکنبد یعنی بدون اینکه یه خط از مطالبشونو بخونید همین جملات رو واسشون بنویسید . شاید فکر کنید این که کار زیادی نیست اما با این کار هنوز هیچی نشده ضربه و بی ذوق و وب جدبد .
4- یه تعداد محدودی هم هستن که واقعا خیر خواهانه و اصلاح طلبانه یه سری نظر هایی می دن که به نظر منطقی تر می رسه اما چون اونها هیچ قصد و نظری واسه اون کامنت نداشتن جوابشونو دادن خود خود ضربه و ذوق و وب جدیده .
5- بعضی هام که اصلا نظر نمی دن که مفهوم واقعی ضربه و ذوق و وب جدیدن .
پس مطمئن باشید تو وب لاگتون هیچی برای تسکین ضربات روحی پی در پی تون پیدا نمی کنید .
من خودم نوشتن رمان عاشقانه رو پیشنهاد می کنم ، هم نوشتنه ، هم عاشقانست و هم لا اقل یه در آمدی داره نه مثله وب لاگ نویسی که من الان 2 سال هم بیشتره دارم می نویسم فقط دشمن و فحش نصیبم شده .
اما نوشتن رمان عشقی :
to be continue...





