تبليغاتX
معمولیه معمولی

چند روزیه خیلی گرفتارم . البته دارم می نویسم اما نه چیزی که بشه آپ کرد . این پست شامل برخی اشعار و مطالب بداهه ی منه که تو وب لاگ های دیگران نوشتم و برای خالی نبودن عریضه آپ می کنم .


گفته اکنون یکی ز خوشگل ها // می شود حل تمام مشکل ها*
آنکه باعث شده همه این ها // شده دستگیر و گشته است رسوا
گفته در دادگاه مرد لا کردار // من نه استاندار بوده ام و نه شهردار
من نبوده ام رئیس جمهور ، هان ! // من فقط اشتباه بوده ام قربان
مثنوی محمود شصتچی
* بیت اول از رند عالم سوز

1
در خلوت باغ تو درنگی بَسَم است // من کشته ی شعرتم ! فشنگی بَسَم است
قسمت نشدم تا که پری را بینم // زان هیکل خوش تراش عکسی بسم است !!!
3
با آنکه هنوز از حد قاضی داغم // چون آدم و حوا شده اخراج ،ز باغم
لیکن نشدست هنوز ،مارا عبرت // من دوغ و می و کباب با هم خواهم !!!!!
4
از سفره تو بر دار همی نانت را // بر دور بیانداز تو مسواکت را
لقمه از دستم بیافتاد چو گفتی به پری // هنگام غذا درار تنبانت را!!!
برای اطلاعات بیشتر اینجا را بخوانید

گر مردان نبودند ، بر سر کی ؟! //زنان غر میزندن ، آن هم الکی !
که مردانند همه مظلوم تاریخ // زنان ظالم هم آنها کشند سیخ
این شعر فقط یه دفاعیه بوده !!! شروع دعوا رو از نگین شیراز بجویید

خواندم! دلم بسی سوخت ،زین شعر سوزناکت 
 کین ،مرثیه که خواندی ، از حمله های مهمان
منصوب کن چوخواهی ، از این بلا گریزی 
 یک آی فونه تصویری ،بر درب خانه، الآن !!!!!
برای اطلاعات بیشتر اینجا را بخوانید

تو گفتی شعر ، از بازار ، وز این طرح تنظیمش !
ز قیمت ها و کمیابی ز مرغ و گوشت و از میوش
نمودم پاس دو ترم پیش ، تنظیم* رو به صد خجلت !
که از صدها و صد واحد ، بماند این درس در پیشم !
منم شاید اگر روزی شوم ، یک عضوی از دولت
ندارم هیچ فکری، ز این اوضاع، بجز فکری ز تنظیمش
*منظور درس کاربردی و مهم تنظیم خانواده است

بگویم دروغ و ، تو هم گو دروغ // نباشد تورا سود ، از راستی و خزوع
بخواهم چو تمثیلی زان دو کنم :// دروغ چون دلستر ، صداقت چو دوغ !

یارب منم از گفته ی خود درمانده ! // بر درد گرفتار و خودت ، درمان ده
از دست زنان که روز را در خوابند ! // شب هم که شود ، قُر بزن و فرمان ده*
* یعنی هی دستور و اوامر الکی دارن!
گفته خود را از زبان کاکا تیغون بخوانید !

در حدیث است چون پی کار روی و نیابی پس سرکاری ! و چون سر کاری پس بیکار نیستی و چون بی کار نیستی لابد خیلی کار داری و چون خیلی کار داری پس سر کار نروی پس چون سر کار نروی بی کار شوی !
نتیجه ی اخلاقی اینکه اگه دنبال کار بگردی بی کار می شی !
نتیجه ی غیر اخلاقی هم اینه که یادم نیست اینو کجا و کی و واسه کی نوشتم !
شرمندم

+ نوشته شده در  جمعه 30 فروردین1387ساعت 1:34  توسط س.ع.ب  |